طالقان و انتخابات
چهار شنبه شب بود که عمو حسن با بابایی تماس گرفت و خواست که صبح زود راهی طالقان بشیم و بابا که به عنوان نماینده عمو حسن به بخشداری طالقان معرفی شده بود و باید برای اتمام کارهای اداری و صدور کارت شناسایی اقدام می کرد تا از ابتدا تا انتهای انتخابات در محل نظارت داشته باشه( عمو حسن کاندیدای شورای گوران شده بود ) ماهم راهی شدیم و بعد از رسیدن بابایی ما رو کنار شاهرود پیاده کرد ماهم با کلی زحمت شما رو بردیم خونه همش بهونه بابا رو می کردی (البته با گریه) توی مسیر گفتی بریم پیش عمو رامین (همسر دختر دایی بابا) من هم با آرزو تماس گرفتم گفت عمو رامین نیست گفتی پس دایی علی رضا چی باز هم آروز گفت اونها هم رفتند بیرون و برای نهار میان زمانی که اومدن اطل...
نویسنده :
مامان مرضیه
23:30







